بررسی رابطه میان جهت گیری تدریس، توانمندی منش و مهارتهای اجتماعی-هیجانی با کیفیت زندگی و نقش میانجی خودپنداره در معلمان زن دوره دوم متوسطه
هدف از این پژوهش بررسی رابطه میان جهتگیری تدریس، توانمندیهای منش، مهارتهای اجتماعی-هیجانی و کیفیت زندگی با نقش میانجی خودپنداره در معلمان زن دوره دوم متوسطه است. مطالعه حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای تصادفی بر روی ۴۱۰ معلم زن انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای استاندارد در حوزه جهتگیری تدریس، توانمندی منش، مهارتهای اجتماعی-هیجانی، کیفیت زندگی و خودپنداره بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS-27 و AMOS و آزمونهای همبستگی، تحلیل مسیر و مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که جهتگیری تدریس (β = 0.22, p < 0.001)، مهارت اجتماعی-هیجانی (β = 0.13, p = 0.013) و خودپنداره (β = 0.37, p < 0.001) تأثیر مستقیم معناداری بر کیفیت زندگی دارند. اما خودپنداره تنها در رابطه بین مهارت اجتماعی-هیجانی و کیفیت زندگی نقش میانجی ایفا کرد (β = −0.109, p = 0.003) و در رابطه بین توانمندی منش و کیفیت زندگی نقش میانجی معناداری نداشت (p = 0.188). یافتهها نشان میدهند که توانمندی منش و مهارتهای اجتماعی-هیجانی عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی معلمان هستند، در حالیکه نقش میانجی خودپنداره تنها در برخی مسیرها تأیید شد. این نتایج بر ضرورت تمرکز بر آموزش مهارتهای اجتماعی و تقویت ویژگیهای شخصیتی در برنامههای توسعه حرفهای معلمان تأکید دارد.
